پنچره ی بسته از پر از حرف قاب خواب مرگ عصر قصه های لالایی تنهایی مه گرفته ی شب شکن طلوعی از دریچه ی باریک شب فانوسی در غروب خورشید پس از ابر حسام الدین شفیعیان
هنر در بر کوزه خاک خورده مرد فراموش شده ی تاریخی کهن ترین سروده ی فراموشی دفتر خاطرات شعر زده ی فانوسی نگارنده ی غزل صدای سمفونی سکوت تابستان زمستان زده ی پائیزی فصل دگر گونی چند فصلی فصلهای خزان زده ی دیروزی حسام الدین شفیعیان
آدم برفی سنگی شد شکست آدم برفی ادم شد درون خود نشست آدمک برفی شد آب درون خود برید برنده بریده از قیچی کاغذ فکری گردش خون و گردش قلم جوهره ی تاب خورده ذهنی جهان چراغانی شده ی خاموش سکوت مرگبار زندگی سکوت کاغذ شده در گلو نقطه های سرگردان سطرهای اتوکشیده اما ناموزون حسام الدین شفیعیان
مرد رادیو خورده پیرمرد آلزایمری مجری شده تریبون رادیو گلوی تقاطع کلمات موی سفید رنگی از بنفش آفتاب زده سیاه درون تاریکی سفیدی از موی تاب خورده جایی در نقطه های فراموشی زندگی مثال نقطه های خاموشی آخرین نقطه ی نرسیده به شهاب خورشیدی ماه ترک زده باران خورشید را ورق زده شب نشین دریای سرخ روز نشین دریا زده ی موج خروشان...