وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان
وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

/واژه واژه .کلمه کلمه/
در به در درون در درگاه در درون در از درگاه در کنج در گنجایش درواژه واژه .کلمه کلمه.جمله جمله سطر سطر قطره قطره باران دریاموج موج رود رود دریا دریا ساحل ساحل قاره قاره اقیانوس اقیانوسزمین زمان زمانه زمین زمانه تاریخ زمانه درون تاریخ درون زمانهپرگار خط کش رادیکال پشت تقسیم معادلات ضرب بر خودفارسی کهن فارسی میانه و نو لهجه زبان کردی.لری.ترکی.آذری لهجه مازنیسیاه و سفید اروپایی آسیایی آفریقایی همه انسانهای زمینشلام و هلو و بونجو و مرحبا و کنی چیوا و ناماسته و سلام جهانشعری که میزند آهنگ برای جهان جایی در بر دل شعری برای جهانحسام الدین شفیعیان

/خط اعتدال وسط خط شعر/
نه تسلسل مدار میگردمنه سمبولیسم خواه فقط مینگرمنه سفسطه وار دور فلسفه چالش بر انگیزمنه از آن سمت فلسفه میفتم نه از این سمت آنچند اپیزود بهم ریخته در شعر حل شده در تفکر برون قرنی بیست و یکنه خورده بورژوایم نه اسیر دست نوستالوژی شدهمیان تمام نوستالوژی هایم خط اعتدالستدرون فقر خورده ی تاریخ میگردم خورده خورده میخورند بورژواهای گاز زده از تاریخشریان جاری از پمپاژ قلب بر تکامل خون بر مغز مدادمداد از درون فکر جوهره ی کمالرگهای باز حیات و روح از زندگیجسم از ماده و روح از زندگیچرخش پیش برنده روح از جسم سنگین یا سبکصدای ممتد سوت قطاری سمت زندگیحسام الدین شفیعیان

/سکوت..شهر..آجر/
سکوت شهر یک نفر وسط هیاهوی نصف شبجایی خط افق از مهتاب نیمه شبتا چهارراه سقوط خط استوای دو قطب شهروسط جمعیت خالی از کوچ نشینی آجرک های درون شهرصدای خالی از فریاد حجمه ی بغض تاریک اواسط دور نیمکره ی نصف شهرآدمک در بلندی سوت ستاره ی دنباله دار وسط کهکشان دور چرخش جاذبه ی شهرتن تنگ ماهی ادمک شده قفس از ماتم تن در آدمک ماهی شدهصدای رگبار تیک تاک ساعت دقیقه های خاموش شب زده ی وسط ریل قطار زمین از دورجهان برگرد شهرحسام الدین شفیعیان

/قالی را چو شعر بافتی/
چه عالی گفتیبا چه حالی گفتیبند بند مرا دار قالی گفتیگلفشانی گفتیبا نشانی گفتیمرا طرح زدی روی قالی گل قالی بافتیچه عالی بافتیشعر را سطر سطر روی قالی کاشتیواژه را رنگ قالی ساختیمرا ضرب زدی ضرب پیاپی بافتیشور فشانی گفتیجوشش شعر در قالی موج عالی گفتیصاف بر تخت روان قالی انداختیهنر را پل زدی بنای ساختار قالی بافتیخوش نشانی گفتیگلفشانی گفتیصنمو سرو و گل و سوسنو سنبل به زدن از شعر گل بر دل قالی بافتیشاعر-حسام الدین شفیعیان

/موج و دریا/
موج را نگر موج را نگر سمت قایق نگر موج را نگر سمت دریا نگرای موج نور ای رود زنور ای دل زدریا نگر در باطن نگر در ساحل نگرای خروشان شد زدریا چون زبهر دریا نگرای ساحل زرود ندیدی زاو دریا نگربام بام بابام بام بام بام بابامزدریا زرود زخروشی نو نگرجانها در راه دریا در پی نور زطوفان نگرزاین راه گذر زدریا گذربر موج فشانی نگر بر راه چون نشانی بگردچو رودی چو دریا چو ساحل چو کوهی نگردر خود نگر در راه نگر در بادو بارانو طوفان نگربا صوتو نوایی دگر با همراه شدن ها نگرزمستانیم زگرما نگر پائیزیم به بهاران نگردر استقامت چون کوه نگردر صبر چو با ایمان دگراین راه نو زبذری زنو در بذر نو زکهن و در بر نو نگاهی نگر چو ماه گرد شب کهکشانی نگرترانه زنو زتاری دگر زتاریخ نگر زفرهنگو بینش نگاهی دگربا همدردی نگر مرحم نگر چو طوفان زدریا تعادل نگرحسام الدین شفیعیان