حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور چهلم

مزمور چهلم

1.                 برای سالار مغنیان، مزمور داوید

2.                 انتظار بسیار برای خد.اوند کشیده‌ام، و به من مایل شده فریاد من را شنید

3.                 و من را از چاه هلاکت برآورد و از باتلاق، و پای‌هایم را بر صخره گذاشته قدم‌هایم را مستحکم گردانید

4.                 و سرودی تازه در دهانم گذارد یعنی حمد خد.ای ما را، بسیاری چون این را بینند ترسان شده بر خد.اوند توکل خواهند کرد

5.                 خوشا به حال کسی که بر خد.اوند توکل دارد، و به متکبران ظالم و منحرفین به کذب مایل نشود

6.                 ای خد.اوند خد.ای ما چه بسیار است کارهای عجیب که تو کرده‌ای، و تدبیرهایی که برای ما نموده‌ای، در نزد تو آنها را نتوان ارزش نهاد اگر آنها را تقریر و بیان بکنم، از حد شمار بیرون است

7.                 در قربانی و هدیه رغبت نداشتی، اما گوش‌های من را (برای شنیدن و پذیرفتن اوامرت) باز کردی، قربانی سوختنی و قربانی گناه را نخواستی

8.                 آنگاه گفتم اینک می‌آیم (که آنچه را که) در طومار کتاب دربارة من نوشته شده است (بجا آورم)

9.                 در به جا آوردن ارادة‌ تو ای خد.ای من رغبت می‌دارم، و شریعت تو در اندرون دل من است

10.            در جماعت بزرگ به عدالت بشارت داده‌ام، اینک لب‌های خود را باز نخواهم داشت، و تو ای خد.اوند می‌دانی

11.            عدالت تو را در دل خود مخفی نداشته‌ام، امانت و نجات تو را بیان کرده‌ام. رحمت و راستی تو را از جماعت بزرگ پنهان نکرده‌ام

12.            پس تو ای خد.اوند لطف خود را از من باز مدار، رحمت و راستی تو دائماً من را محافظت کند

13.            زیرا که بلایای بیشمار من را احاطه می‌کنند، گناهانم دور من را گرفته‌اند به حدی که نمی‌توانم دید، از مو‌های سر من زیادتراند، و دل من من‌را ترک کرده است

14.            ای خد.اوند مرحمت فرموده من را نجات بده، ای خد.اوند به یاری من تعجیل فرما

15.            آنانی که قصد هلاکت جان من دارند، جمیعاً خجل و شرمنده شوند، و آنانی که در بدی من رغبت دارند، به عقب برگردانیده و رسوا گردند

16.            آنانیکه بر من هَه هَه می‌گویند، به سبب خجالت خویش حیران شوند

17.            و اما جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی نمایند، و آنانی که نجات تو را دوست دارند، دائماً ‌گویند که خد.اوند بزرگ است

18.            و اما من مسکین و فقیر هستم، و خد.اوند (این را) دربارة من در نظر می‌آورد، تو مدد دهنده و نجات دهندة من هستی، ای خد.ای من تاخیر مفرما

Kung David Spelar på Sin Harpa by Ernst Josephson on artnet

مزمور سی و نهم

مزمور سی و نهم

1.                 برای یِدوتون سالار مغنیان، مزمور داوید

2.                 گفتم راه‌های خود را حفظ خواهم کرد تا به زبانم خطا نورزم،‌ دهان خود را به لجام نگاه خواهم داشت مادامی که شریر پیش من است

3.                 من گنگ بودم و خاموش و از (بیان) نیکویی نیز سکوت کردم، و درد من به‌حرکت آمد

4.                 دلم در اندرونم گرم شد، چون تفکر می‌کردم آتش (در دلم) افروخته گردید، پس به زبان خود سخن گفتم

5.                 ای خد.اوند اجل من را بر من معلوم ساز، و مقدار ایام من را که چیست، تا بفهمم چقدر فانی هستم

6.                 اینک روزهایم را مثل یک وجب ساخته‌ای، و زندگانی‌ام در نظر تو هیچ است، یقیناً آدمی بطالت محض قرار داده شد سلاه

7.                 اینک انسان در خیال رفتار می‌کند، و برای باطل مضطرب می‌گردد، ذخیره می‌کند و نمی‌داند کیست که از آن تمتّع خواهد برد

8.                 و حالا ای خد.اوند برای چه منتظر باشم، امید من بر تو می‌باشد

9.                 من را از همة گناهانم برهان، من را نزد جاهلان ناچیز مگردان

10.            من گنگ بودم و زبان خود را باز نکردم، زیرا که تو این‌را خواستی

11.            بلای خود را از من بردار، زیرا که از قدرت دست تو من تلف می‌شوم

12.            چون انسان را به سبب گناهش مکافات می‌کنی، نفایس او را مثل بید می‌گدازی، یقیناً هر انسان بطالت محض است سلاه

13.            ای خد.اوند دعای من را بشنو و به فریادم گوش بده و از (مشاهده) اشک‌هایم ساکت مباش زیرا که من غریب هستم در نزد تو، و ساکن هستم مثل جمیع پدران خود

14.            روی (خشم) خود را از من بگردان تا تقویت شوم، قبل از آنکه رحلت کنم و نایاب گردم

Ipastock - Davide è il secondo re del popolo d'Israele dopo Saul, il figlio  più giovane di Iesse di Betlemme.

مزمور سی و هشتم

مزمور سی و هشتم

1.                مزمور داوید برای تذکر

2.                ای خد.اوند من را در غضب خود توبیخ منما، و در خشم خویش تادیبم مفرما

3.                زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته، و دست تو بر من فرود آمده است

4.                در جسم من به سبب غضب تو صحتی نیست، و در استخوان‌هایم به سبب خطای خودم سلامتی نی

5.                زیرا گناهانم از سرم گذشته است، مثل بارگران از طاقتم سنگین‌تر شده

6.                جراحات من متعفن و له شده است، به سبب حماقت من

7.                بخود می‌پیچیم و بی نهایت خمیده شده‌ام، تمامی روز مکدّر هستم

8.                زیرا کمر من از سوزش پر شده است، و در جسم من صحتی نیست

9.                من بی‌حس و بی‌نهایت کوفته شده‌ام، و از فغان دل خود نعره می‌زنم

10.           ای خد.اوند تمامی آرزوی من مدّنظر تو است، و ناله‌های من از تو مخفی نمی‌باشد

11.           دل من می‌طپد و قوّتم از من رفته است، و نور چشمانم نیز با من نیست

12.           دوستان و رفیقانم از بلای من به کناری می‌ایستند، و خویشان من دور ایستاده‌اند

13.           آنانی‌که قصد جانم دارند دام می‌گسترند، و بد اندیشانم سخنان فتنه‌انگیز می‌گویند، و تمام روز حیله را تفکر می‌کنند

14.           و اما من مثل کری نمی‌شنوم، و مانند گنگم که دهان خود را باز نکند

15.           و مثل کسی گردیده‌ام که نمی‌شنود، و کسی که بر زبانش حرفی نباشد

16.           زیرا که ای خد.اوند انتظار تو را می‌کشم، تو ای خد.اوند خد.ایم جواب خواهی داد

17.           چونکه گفته‌ام مبادا بر من شادی نمایند، و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند

18.           زیرا که من مستعد لغزش می‌باشم، و درد من همیشه پیش روی من است

19.           زیرا گناه خود را اعلام می‌نمایم، و بخاطر خطای خود نگران هستم

20.           اما دشمنانم زنده و زورآوراند، و آنانی که بی‌سبب بر من بغض می‌نمایند بسیاراند

21.           و آنانی که به عوض نیکی به من بدی می‌رسانند، بر من دشمنی می‌ورزند زیرا نیکویی را پیروی می‌کنم

22.           ای خد.اوند من را ترک منما، ای خد.ای من از من دور مباش

و برای یاری من تعجیل فرما ای خد.اوندی که نجات من هستی

Dzień Świętego Dawida | Kafeteria.pl


مزمور سی و هفتم

مزمور سی و هفتم

1.                 مزمور داوید، به سبب شریران خویشتن را مشوش مساز، و بر فتنه‌انگیزان حسد مبر

2.                 زیرا که مثل علف به زودی بریده می‌شوند، و مثل سبزه پژمرده خواهند شد

3.                 بر خد.اوند توکل نما و نیکویی بکن، در زمین ساکن باش و از امانت پرورده شو

4.                 و از خد.اوند تمتع ببر، پس مسئلت دل تو را به تو خواهد داد

5.                 طریق خود را به خد.اوند بسپار، و بر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد

6.                 و عدالت تو را مثل نور بیرون خواهد آورد، و انصاف تو را مانند ظُهر

7.                 نزد خد.اوند خاموش شو و منتظر او بمان، و از (مشاهده) شخص به‌ظاهر موفق و مرد حیله‌گر (که موفق است) خود را مشَوش مساز

8.                 از غضب برکنار شو و خشم را ترک کن، خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد

9.                 زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خد.اوند وارث زمین خواهند بود

10.            هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، او را جستجو خواهی کرد و نخواهد بود

11.            و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانی سلامتی خوشنود خواهند گردید

12.            شریر بر مرد عادل تعرض می‌کند، و دندان‌های خود را بر او می‌افشرد

13.            خد.اوند بر او خواهد خندید، زیرا می‌بیند که روز او می‌آید

14.            شریران شمشیر را برهنه کرده و کمان را کشیده‌اند، تا مسکین و فقیر را بیندازند، و راست روان را مقتول سازند

15.            شمشیر ایشان به دل خود ایشان فرو خواهد رفت، کمانهای ایشان شکسته خواهد شد

16.            نعمتِ اندکِ یک مرد صالح بهتر است، از اندوخته‌های شریران کثیر

17.            زیرا که بازوهای شریران شکسته خواهد شد، و اما صالحان را خد.اوند تأیید می‌کند

18.            خد.اوند روزهای کاملان را می‌داند، و میراث ایشان خواهد بود تا به ابد

19.            در زمان بلا خجل نخواهند شد، و در ایام قحط سیر خواهند بود

20.            زیرا شریران هلاک می‌شوند، و دشمنان خد.اوند مثل خرمی مرتع‌ها فانی خواهند شد، آری مثل دود فانی خواهند گردید

21.            شریر قرض می‌گیرد و وفا نمی‌کند، و اما صالح رحیم و بخشنده است

22.            زیرا آنانی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند، و اما آنانی که لعنت شده‌اند منقطع خواهند شد

23.            خد.اوند قدم‌های انسان را مستحکم می‌سازد، و به طریق او رغبت دارد

24.            اگرچه بیفتد افکنده نخواهد شد، زیرا خد.اوند دستش را می‌گیرد

25.            من جوان بودم و حالا پیر هستم، و مرد صالح را هرگز متروک ندیده‌ام، و نه نسلش را که گدای نان بشوند

26.            تمامی ایام مهربان است و قرض دهنده، و ذریّت او مبارک خواهند بود

27.            از بدی بر کنار شو و نیکویی بکن، پس (در آرامش) ساکن خواهی بود تا ابد

28.            زیرا خد.اوند انصاف را دوست می‌دارد و متقیان خود را ترک نخواهد فرمود، ایشان محفوظ خواهندبود تا ابد، و اما نسل شریر منقطع خواهد شد

29.            صالحان وارث زمین خواهند بود، و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود

30.            دهان صالح حکمت را بیان می‌کند، و زبان او انصاف را ذکر می‌نماید

31.            شریعت خد.ای وی در دل اوست، پس قدم‌هایش نخواهد لغزید

32.            شریر برای صالح کمین می‌کند، و قصد قتل وی می‌کند

33.            خد.اوند او را در دستش ترک نخواهد کرد، و چون به داوری آید او را (در مقابل شریر) محکوم نخواهد کرد

34.            منتظر خد.اوند باش و طریق او را نگاه‌دار، تا تو را به وراثت زمین برافرازد، چون شریران متقطع شوند آن را خواهی دید

35.            شریر را دیدم که ظلم پیشه بود، و مثل درخت بومی سبز (ریشه) خود را به هر سو می‌کشید

36.            اما گذشت و اینک نیست گردید، و او را جستجو کردم و یافت نشد

37.            مرد کامل را ملاحظه کن و مرد راست را ببین، زیرا که عاقبت آن مرد سلامتی است

38.            اما خطاکاران همه هلاک خواهند گردید، و عاقبت شریران منقطع خواهد شد

39.            و نجات صالحان از خد.اوند است، و در وقت تنگی او قلعة ایشان خواهد بود

40.            و خد.اوند ایشان را یاری کرده، نجات خواهد داد، ایشان را از شریران خلاص کرده خواهد رهانید، زیرا بر او توکل دارند

Kralj David (panjska končnica)

مزمور سی و ششم

مزمور سی و ششم

1.                 برای سالار مغنیان مزمور داوید بندة‌ خد.اوند

2.                 در قلبم می‌اندیشم که گناه به ظلم می‌گوید که ترس خد.اوند مد نظر او نباشد

3.                 زیرا خویشتن را در نظر خود تملق می‌گوید، تا گناهش ظاهر نشود ومکروه نگردد

4.                 سخنان زبانش شرارت و حیله است، از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است

5.                 شرارت را بر بستر خود تفکر می‌کند، خود را به راه ناپسند رهرو کرده از بدی نفرت ندارد

6.                 ای خد.اوند رحمت تو در آسمان‌هاست، و امانت تو تا افلاک

7.                 عدالت تو مثل کوه‌های خد.است و احکام تو لجة عظیم، ای خد.اوند انسان و بهائم را نجات می‌دهی

8.                 ای خدا رحمت تو چه ارجمند است، بنی‌آدم زیر سایة بال‌های تو پناه می‌برند

9.                 از فراوانی خانة‌ تو سیراب می‌شوند، از نهر خوشی‌های خود ایشان را می‌نوشانی

10.            زیراکه نزد تو چشمة حیات است، و در نور تو روشنایی را خواهیم دید

11.            رحمت خود را برای عارفان خود مستدام فرما، و عدالت خود را برای راست‌دلان

12.            پای تکبر بر من نیاید، و دست شریران من را گریزان نسازد

13.            در آنجا بدکرداران افتاده‌اند، ایشان انداخته شده‌اند و نمی‌توانند برخاست