حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور سی‌ام

مزمور سی‌ام

1.                 سرود برای افتتاح خانه (خد.ا)، مزمور داوید

2.                 ای خد.اوند بزرگواریت را تسبیح می‌خوانم زیرا که من را رهانیدی، و دشمنانم را بر من مفتخر نساختی

3.                 ای خد.اوند خد.ای من، نزد تو استغاثه نمودم و من را شفا دادی

4.                 ای خد.اوند جانم را از حفره بر آوردی، من را زنده ساختی تا به گور فرو نروم

5.                 ای مقدسان خد.اوند او را بسرایید، و با ذکر قدوسیتش او را حمد گویید

6.                 زیرا که غضب او لحظه‌ایست و در رضامندی او زندگانی، شامگاه گریه جاری می‌شود، صبحگاهان شادی رخ می‌نماید

7.                 و اما من در کامیابی خود گفتم، تا به ابد لغزش نخواهم خورد

8.                 ای خد.اوند به رضامندی خود من را بر کوهها استوار قرار دادی، و چون جمال خود را پوشانیدی پریشان شدم

9.                 ای خد.اوند نزد تو فریاد برمی‌آورم، و نزد خد.اوند تضرع می‌نمایم

10.            در خون من چه فایده است چون به حفره فرو می‌روم، آیا خاک تو را حمد می‌گوید و راستی تو را با خبر خواهد کرد

11.            ای خد.اوند بشنو و به من کَرَم فرما، ای خد.اوند مددکار من باش

12.            ماتم من را برای من به رقص مبدل ساخته‌ای، پلاس را از من بیرون کرده و کمر من را به شادی بسته‌ای

تا جلالم تو را سرود خوانَد و خاموش نشود، ای خد.اوند خد.ای من تو را تا به ابد حمد خواهم گفت

مزمور بیست و نهم

مزمور بیست و نهم

1.                 مزمور داوید، ای فرزندان قدرتمندان خد.اوند را توصیف کنید، جلال و قدرت را برای خد.اوند توصیف نمایید

2.                 خد.اوند را به جلال اسم او تمجید نمایید، خد.اوند را در شکوه قدوسیت سجده کنید

3.                 آواز (رعد) خد.اوند فوق آب‌هاست، خد.ای صاحب جلال رعد می‌سازد، (خروش) خد.اوند بالای آب‌های بسیار است

4.                 آواز خد.اوند با قوت است، آواز خد.اوند با جلال است

5.                 آواز خد.اوند سرو‌های آزاد را می‌شکند، خد.اوند سروهای بلند لبنان را می‌شکند

6.                 آن‌ها را مثل گوساله جهانید، لِوانُن و سیریون را مثل بچة گاو وحشی

7.                 آواز خد.اوند زبانه‌های آتش را (در آسمان) می‌شکافد

8.                 آواز خد.اوند صحرا را متزلزل می‌سازد، خد.اوند صحرای قادُش را متزلزل می‌سازد

9.                 آواز خد.اوند غزال‌ها را به درد زه می‌اندازد، و جنگل را بی‌برگ می‌گرداند، و در محراب او جمیعاً جلال (او) را ذکر می‌کنند

10.            خد.اوند (در زمان) طوفان (بر کرسی قضاوت) جلوس نمود، خد.اوند که پادشاه است تا به ابد جلوس می‌نماید

11.            خد.اوند قوم خود را قوت خواهد بخشید، خد.اوند قوم خود را به سلامتی مبارک خواهد نمود

Head of King David - Nasher Museum of Art at Duke University

مزمور بیست و هشتم

مزمور بیست و هشتم

1.                 مزمور داوید، ای خد.اوند نزد تو فریاد برمی‌آورم، ای صخرة من نسبت به من خاموش مباش، مبادا اگر از من خاموش باشی، مثل آنانی باشم که به حفره فرو می‌روند

2.                 آواز تضرع من را بشنو چون نزد تو استغاثه می‌کنم، و دست خود را به محراب قدس تو برمی‌افرازم

3.                 من را با شریران و بدکاران مَکِش، که با همسایگان خود سخن صلح‌آمیز می‌گویند و آزار در دل ایشان است

4.                 آن‌ها را به حسب کردار ایشان و موافق اعمال زشت ایشان بده، آن‌ها را مطابق عمل دست ایشان عقوبت بده، رفتار ایشان را به خود آنها برگردان

5.                 چون که در اعمال خد.اوند و صنعت دست وی تفکر نمی‌کنند، ایشان را منهدم خواهد ساخت و بنا نخواهد نمود

6.                 خد.اوند متبارک باد، زیرا که آواز تضرّع من را شنیده است

7.                 خد.اوند قوت من و محافظ من است، دلم بر او توکل داشت و مدد یافته‌ام، پس دل من به وجد آمده است، و به سرود خود او را حمد خواهم گفت

8.                 خد.اوند قوت ایشان است، و برای ماشیح خود قلعة نجات‌دهنده است

9.                 قوم خود را نجات بده و میراث خود را مبارک فرما، ایشان را هدایت کن و برافراز تا به ابد

File:The-old-king-1936.jpg - Wikimedia Commons

مزمور بیست و هفتم

مزمور بیست و هفتم

1.                 مزمور داوید، خد.اوند نور من و نجات من است از که بترسم، خد.اوند ملجای جان من است از که هراسان شوم

2.                 چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت من را بخورند، یعنی خصمان و دشمنانم ایشان لغزیدند و افتادند

3.                 اگر لشکری بر من فرود آید دلم نخواهد ترسید، اگر جنگ بر من برپا شود در این نیز اطمینان خواهم داشت

4.                 یک چیز از خد.اوند خواستم و آن را خواهم طلبید، که تمام ایام عمرم در خانة خد.اوند ساکن باشم، تا جمال خد.اوند را مشاهده کنم، و در محراب او تفکر نمایم

5.                 زیرا که در روز بلا من را در سایبان خود نهفته، در پردة خیمة خود من را مخفی خواهد داشت، و من را بر صخره بلند خواهد ساخت

6.                 و اینک بر ضد دشمنانم که گرداگردم می‌باشند، سربلند خواهم شد و قربانی‌هایی با گلبانگ شادی را در خیمة ‌او خواهم گذرانید، و برای خد.اوند سرود و تسبیح خواهم خواند

7.                 ای خد.اوند چون به آواز خود می‌خوانم من را بشنو و رحمت فرموده من را مستجاب فرما

8.                 دل من از جانب تو می‌گوید جمال من را بطلبید، بلی جمال تو را ای خد.اوند خواهم طلبید

9.                 جمال خود را از من مپوشان، و بندة خود را در خشم برمگردان، تو مددکار من بوده‌ای، ای خد.ای نجاتم من را رد مکن و ترک منما

10.            چون پدر و مادرم من را ترک کنند، آنگاه خد.اوند من را برمی‌دارد

11.            ای خد.اوند طریق خود را به من بیاموز، و به سبب (ضدیت با) دشمنانم من را به راه راست هدایت فرما

12.            من را به خواهش خصمانم مسپار، زیرا که شهود باطل و دمندگان ظلم بر من برخاسته‌اند

13.            اگر ایمان نداشتم که احسان خد.اوند را، در زمین زندگان ببینم

14.            برای خد.اوند منتظر باش و قوی شو، او دلت را تقویت خواهد داد، بلی منتظر خد.اوند باش

مزمور بیست و ششم

مزمور بیست و ششم

1.                 مزمور داوید، ای خد.اوند من را داد بده، زیرا که من در کمال خود رفتار نموده‌ام، و بر خد.اوند توکل داشته‌ام، پس نخواهم لغزید

2.                 ای خد.اوند من را امتحان کن و من را بیازما، باطن و قلب من را مصفا گردان

3.                 زیرا که رحمت تو در مدّنظر من است، و در راستی تو رفتار نموده‌ام

4.                 با مردان باطل ننشسته‌ام، و با منافقین داخل نخواهم شد

5.                 از جماعت بدکاران نفرت دارم، و با ظالمین نخواهم نشست

6.                 دست‌های خود را در صفا می‌شویم، مذبح تو را ای خد.اوند طواف خواهم نمود

7.                 تا آواز حمد تو را بشنوانم، و عجایب تو را اعلام نمایم

8.                 ای خد.اوند محل خانة تو را دوست می‌دارم، و مقام سکونت جلال تو را

9.                 جانم را با گناهکاران مگیر، و حیات من را با مردمان خون‌ریز قبض مکن

10.            که در دست‌های ایشان آزار است، ودست راست ایشان پر از رشوه است

11.            و اما من در کمال خود سالک می‌باشم، من را خلاصی ده و بر من رحم فرما

12.            پایم در جای هموار ایستاده است، خد.اوند را در جماعت‌ها متبارک خواهم خواند