حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور چهل و پنچم

مزمور چهل و پنچم

1.                 برای سالار مغنیان بر شوشنیم، قصیدة بنی‌قورح، سرود حبیبات

2.                 دل من به کلام نیکو می‌جوشد، انشاء خود را دربارة پادشاه می‌گویم زبان من چون نویسنده ماهر است

3.                 تو جمیل‌تر هستی از بنی‌آدم و وقار بر لب‌های تو ریخته شده است، بنابراین خد.ا تو را مبارک ساخته است تابه‌ابد

4.                 ای توانگر شمشیر خود را بر بالای خود ببند، یعنی جلال و کبریایی خویش را

5.                 و به کبریایی خود سوار شده غالب شو به خاطر حقیقت و تواضع وصداقت (ات) هدایت خواهی شد که با یمینت (اعمال) مهیب (انجام دهی)

6.                 به تیرهای تیز تو امت‌ها زیر (پای) تو می‌افتند، و (این تیرها) به دل دشمنان پادشاه فرو می‌رود

7.                 ای خد.ا تخت تو تا به ابد است، راستی سلطنت تو است

8.                 عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی، بنابراین خد.ای تو، تو را به روغن شادمانی بیش‌تر از رفقایت مسح کرده است

9.                 همة رخت‌های تو مّر و عود و سلیخه است، از قصرهای عاج که (خارج می‌شدی) به تارها تو را خوش ساختند

10.            (در بین) دختران پادشاهان (که) از زنان نجیب تو هستند، ملکه به دست راستت (مزین) به طلای اوفیر ایستاده است

11.            ای باکره بشنو و ببین و گوش خود را فرادار، و قوم خود و خانة پدرت را فراموش کن

12.            تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود، زیرا او خد.اوند تو است پس او را عبادت نما

13.            و دختر صور با ارمغانی، و دولتمندان قوم رضامندی تو را خواهند طلبید

14.            دختر پادشاه همیشه در اندرون (قصر) بلند مرتبه است، و رخت‌های او با طلا مرصع است

15.            به لباس آراسته نزد پادشاه حاضر می‌شود، دوشیزگان همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد

16.            به شادمانی و خوشی آورده می‌شوند، و به قصر پادشاه داخل خواهند شد

17.            به عوض پدرانت پسرانت خواهند بود، و ایشان را بر تمامی جهان سروران خواهی ساخت

نام تو را در همة جهان ذکر خواهم کرد، پس قوم‌ها تو را حمد خواهند گفت تا به ابد

مزمور چهل و چهارم

مزمور چهل و چهارم

1.                 برای سالار مغنیان، قصیدة بنی‌قورح

2.                 ای خد.ا به‌گوش‌های خود شنیده‌ایم، و پدران ما، ما را خبر داده‌اند، از کاری که در روزهای ایشان و در ایام گذشته کرده‌ای

3.                 تو به دست خود امت‌ها را بیرون کردی اما ایشان (بنی‌اسرائیل) را غرس نمودی، قوم‌ها را تباه کردی اما ایشان را منتشر ساختی

4.                 زیرا که به شمشیر خود زمین را تسخیر نکردند، و بازوی ایشان، ایشان را نجات نداد بلکه دست راست تو و بازو و نور روی تو، زیرا از ایشان خرسند بودی

5.                 ای خد.ا تو پادشاه من هستی، پس بر نجات یعقوب امر فرما

6.                 به مدد تو دشمنان خود را خواهیم افکند، و به‌نام تو مخالفان (دشمنان) خویش را پایمال خواهیم ساخت

7.                 زیرا بر کمان خود توکل نخواهم داشت، و شمشیرم من را خلاصی نخواهد داد

8.                 بلکه تو ما را از دشمنان ما خلاصی دادی، و کینه‌توزان ما را خجل ساختی

9.                 تمامی روز بر خد.ا فخر خواهیم کرد، و نام تو را تا به ابد تسبیح خواهیم خواند سلاه

10.            لیکن اینک تو ما را دور انداخته و رسوا ساخته‌ای، و با لشگرهای ما بیرون نمی‌آیی

11.            و ما را از پیش دشمن روگردان ساخته‌ای، وخصمان ما برای خویشتن تاراج می‌کنند

12.            ما را مثل گوسفندان برای خوراک تسلیم کرده‌ای، و ما را در میان امت‌ها پراکنده ساخته‌ای

13.            قوم خود را بی‌بها فروختی، و از فروش ایشان سود نبردی

14.            ما را نزد همسایگان ما ناچیز گردانیدی، اهانت و سخریة نزد آنانی که گرداگرد مایند

15.            ما را در میان امت‌ها ضرب‌المثل ساخته‌ای، (موجب) جنبانیدن سر (به عنوان تحقیر) در میان قوم‌ها(قرار داده‌ای)

16.            ورسوایی من همه روزه در نظر من است، و خجالت رویم من را پوشانیده‌ است

17.            از آواز ملامت‌گو و فحّاش، از روی دشمن و انتقام گیرنده

18.            این همه بر ما واقع شد، اما تو را فراموش نکردیم و در عهد تو خیانت نورزیدیم

19.            دل ما به گذشته برنگردید، و پای‌های ما از طریق تو انحراف نورزید

20.            هر چند ما را در مکان اژدَرها کوبیدی، و ما را به سایة مرگ پوشانیدی

21.            نام خد.ای خود را هرگز فراموش نکردیم، و دست خود را به خد.ای غیر برافراشته نکردیم

22.            آیا خد.ا این را بررسی نخواهد کرد، زیرا او نهانخانه‌های قلب را می‌داند

23.            هر آینه بخاطر تو تمامی روز کشته می‌شویم، ومثل گوسفندان ذبح شده شمرده می‌شویم

24.            ای خد.اوند بیدار شو چرا خوابیده‌ای، برخیزای و ما را تا به ابد دور مینداز

25.            چرا جمال خود را پوشانیدی، و ذلّت و تنگی ما را فراموش کردی

26.            زیرا که جان ما تا به خاک خم (و پست) شده است، و شکم ما به زمین چسبیده

به جهت یاری ما برخیز، و به‌خاطر رحمانیت خود ما را فدیه ده

مزمور چهل و سوم

مزمور چهل و سوم

1.                 ای خد.ا من را داوری کن، و دعوای من را با قوم بی‌رحم داوری فرما، و از شخص حیله‌گر و ظالم من را خلاصی ده

2.                 زیرا تو خد.ای قوت من هستی چرا من را دور انداختی، چرا به سبب ستم دشمن ماتم‌کنان عبور نمایم

3.                 نور و راستی خود را بفرست تا من را هدایت نمایند، و من را به کوه مقدس تو و مسکن‌های تو رسانند

4.                 آنگاه به مذبح خد.ا خواهم رفت، به سوی خد.ایی که سرور و خرمی من است، و تو را ای خد.ا خد.ای من با بربط تسبیح خواهم گفت

5.                 ای جان من چرا خمیده شده‌ای، و چرا در من پریشان گشته‌ای، امید بر خد.ا دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت، که نجات روی من و خد.ای من است

مزمور چهل و دوم

مزمور چهل و دوم

1.                 برای سالار مغنیان، قصیدة بنی‌قورح

2.                 چنان که آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خد.ا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد

3.                 جان من تشنة خد.است تشنة خد.ای حَی، که کی بیایم و به حضور خد.ا حاضر شوم

4.                 اشک‌هایم روز و شب نان من بود، چون تمامی روز من را می‌گفتند خد.ای تو کجاست

5.                 چون این را بیاد می‌آورم جان خود را بر خود آگاه می‌سازم، چگونه با جماعت می‌رفتم و ایشان را بخانة خد.ا پیش می‌بردم، به آواز ترنم و تسبیح درگروه عیدگزاران

6.                 ای جانم چرا خمیده شده‌ای، و چرا در من پریشان گشته‌ای، بر خد.ا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت

7.                 ای خد.ای من جانم در من منحنی شد، بنابراین تو را (بخاطر معجزاتت) از زمین اُردُن یاد خواهم کرد، از کوه‌های حرمون و از جبل‌مِصْغَر

8.                 لجه به لجه ندا می‌دهد از آواز آبشارهای تو، جمیع خیزاب‌ها و موج‌های تو بر من گذشته است

9.                 در روز خد.اوند رحمت خود را خواهد فرمود، و در شب سرود او با من خواهد بود و دعا نزد خد.اوند حیات من

10.            به خد.ا گفته‌ام ای صخرة من چرا من را فراموش کرده‌ای، چرا به سبب ظلم دشمن ماتم‌کنان عبور نمایم

11.            دشمنانم به کوبیدگی در استخوان‌هایم من را ملامت می‌کنند، چون که همه روزه من را می‌گویند خد.ای تو کجاست

12.            ای جان من چرا خمیده شده‌ای و چرا در من پریشان گشته‌ای، بر خد.ا امید دار زیرا که او را او باز حمد خواهم گفت، که نجات روی من و خد.ای من است

Dawid VII (król Gruzji) – Wikipedia, wolna encyklopedia

مزمور چهل و یکم

مزمور چهل و یکم

1.                 برای سالار مغنیان، مزمور داوید

2.                 خوشا به‌حال کسی که برای فقیر تفکر می‌کند. خد.اوند او را در روز بلا خلاصی خواهد داد

3.                 خد.اوند او را محافظت خواهد کرد و زنده (نگه) خواهد داشت، او در زمین مبارک خواهد بود، و او را به آرزوی دشمنانش تسلیم نخواهد کرد

4.                 خد.اوند او را بر بستر بیماری یاری خواهد نمود، تمامی خوابگاه او را در بیماریش زیر و
رو خواهد کرد

5.                 من گفتم ای خد.اوند بر من رحم نما، جان من را شفا بده زیرا به تو گناه ورزیده‌ام

6.                 دشمنانم دربارة من به بدی سخن می‌گویند، که کِی بمیرد و نام او گُم شود

7.                 و اگر برای دیدن من بیاید سخن باطل می‌گوید، و دلش در خود شرارت را جمع می‌کند، چون بیرون رود آن را شایع می‌کند

8.                 و تمامی دشمنانم با یکدیگر بر من نمّامی می‌کنند، و دربارة من بدی می‌اندیشند

9.                 که حادثه‌ای مهلک بر او واقع شده است، و حال که خوابیده است دیگر نخواهد برخاست

10.            و آن دوست خالص من که بر او اعتماد می‌داشتم که نان من را نیز می‌خورد، پاشنة خود را بر من بلند کرد

11.            و اما تو ای خد.اوند بر من رحم فرموده من را بر پا بدار، تا مجازات به ایشان رسانم

12.            از این می‌دانم که در من رغبت داری، زیرا که دشمنم بر من فخر نمی‌نماید

13.            و من را به سبب کمالم مستحکم نموده‌ای، و من را به حضور خویش دائماً برپا خواهی نمود

14.            خد.اوند خد.ای (بنی) اسرائیل متبارک باد، از ازل تا به ابد آمین و آمین

File:King David (Król Dawid) in Święta Lipka.jpg