حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور شصتم

مزمور شصتم

1.                 برای سالار مغنیان بر شوشَن عِدوت میختام داوید برای تعلیم

2.                 وقتی که با اَرَم نَهَرَین و اَرَم صوبه از در جنگ بیرون آمد و یوآب برگشته دوازده هزار نفر از اِدوُمیان را در وادی مِلَح کُشت

3.                 ای خد.ا ما را دور انداخته پراکنده ساخته‌ای، خشمناک بودی به سوی ما رجوع فرما

4.                 زمین را متزلزل ساخته آن را شکافته‌ای، شکستگی‌هایش را شفا ده زیرا به لغزش افتاده است

5.                 چیزهای مشکل را به قوم خود نشان داده‌ای، بادة سرگردانی به ما نوشانیده‌ای

6.                 علمی به ترسندگان خود داده‌ای، تا آن را برای راستی برافرازند سلاه

7.                 تا دوستداران تو نجات یابند، با یمین خود نجات ده و من را مستجاب فرما

8.                 خد.ا در قدویست خود سخن گفته است، پس شادی خواهم نمود، شخم را تقسیم می‌کنم و وادی سکوت را خواهم پیمود

9.                 جلعاد از آن من است مَنَسی از آن من، افرایم خود سر من است یهودا عصای سلطنت من

10.            موآب ظرف شستشوی من است، و بر اِدُوم کفش خود را خواهم انداخت، ای پِلِشِت برای من بانگ برآور

11.            کیست که من را به شهر حصین درآورد، و کیست که من را به اِدوم رهبری کند

12.            مگر نه تو ای خد.ا که ما را ترک کرده‌ای، و با لشگرهای ما ای خد.ا بیرون نمی‌آیی

13.            ما را از دشمن بی‌نیاز فرما، زیرا یاری انسان باطل است

14.            با (کمک) خد.ا با شجاعت کار خواهیم کرد، و او دشمنان ما را پایمال خواهد نمود

مزمور پنجاه و نهم

مزمور پنجاه و نهم

1.                 برای سالار مغنیان بر ال‌تشخت، میختام داوید وقتی که شائول فرستاد که خانه او را کشیک بِکِشند تا او را بکُشند

2.                 ای خد.ایم من را از دشمنانم برهان، من را از مقاومت کنندگانم برافراز

3.                 من را از گناهکاران خلاصی ده، و از مردمان خونریز رهایی بخش

4.                 زیرا اینک برای جانم کمین می‌سازند، و زورآوران به ضد من جمع شده‌اند، بدون تقصیر من ای خد.اوند و بدون گناه من

5.                 بی‌تردید بر من می‌شتابند و خود را آماده می‌کنند، پس برای ملاقات من برانگیخته شو و ببین

6.                 اما تو ای خد.اوند خد.ای صوااُت خد.ای (بنی) اسرائیل، برانگیخته شده همة امت‌های (ظالم) را مکافات برسان، و بر خیانتکاران بدکار شفقت مفرما سلاه

7.                 شامگاهان بر می‌گردند و مثل سگ بانگ می‌کنند، و در شهر دور می‌زنند

8.                 از دهان خود بدی را فرو می‌ریزند، لب‌های ایشان چون شمشیرهاست، زیرا می‌گویند کیست که بشنود

9.                 و اما تو ای خد.اوند بر ایشان خواهی خندید، و تمامی امت‌های (ظالم) را استهزاء خواهی نمود

10.            (بخاطر) قدرت او به سوی تو انتظار خواهم کشید، زیرا خد.ا قلعة بلند من است

11.            خد.ای رحمت من پیش روی من خواهد رفت، خد.ا من را بر دشمنانم نگران خواهد ساخت

12.            ایشان را به قتل مرسان، مبادا قوم من فراموش کنند، ایشان را به قوت خود پراکنده ساخته به زیر انداز ، ای خد.اوند که سپر ما هستی

13.            به سبب گناهِ زبان و سخنان لب‌های خود، در تکبر خویش گرفتار شوند، و به عوض لعنت و دروغی که می‌گویند

14.            ایشان را فانی کن، در غضب فانی کن تا نیست گردند و بدانند که خد.ا در یعقوب تا اقصای زمین سلطنت می‌کند سلاه

15.            و شامگاهان برگردیده مثل سگ بانگ زنند، و در شهر گردش کنند

16.            و برای خوراک پراکنده شوند، و سیر نشده شب را به‌سر برند

17.            و اما من قوت تو را خواهم سرایید، و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود، زیرا قلعة بلند من هستی، و در روز تنگی پناهگاه منی

18.            ای قوت من برای تو سرود می‌خوانم، زیرا خد.ا قلعة بلند من است و خد.ای رحمت من 

مزمور پنجاه و هشتم

مزمور پنجاه و هشتم

1.                 برای سالار مغنیان بر اَل تشخت، میختام داوید

2.                 آیا در حقیقت به عدالتی که گنگ است سخن می‌گویید، و ای بنی‌آدم آیا به راستی داوری می‌نمایید

3.                 بلکه در دل خود شرارتها به عمل می‌آورید، و ظلم دست‌های خود را در زمین از اندازه بیشتر می‌کنید

4.                 شریران از رَحِم منحرف هستند، از شکم مادر دروغ گفته گمراه می‌شوند

5.                 ایشان را زهریست مثل زهرمار، مثل افعی کَر که گوش خود را می‌بندد

6.                 که آواز افسون‌گران را نمی‌شنود، هرچند به مهارت افسون می‌کند

7.                 ای خد.ا دندانهایشان را در دهانشان بشکن، ای خد.اوند دندان‌های شیران را خورد بشکن

8.                 گداخته شده مثل آب بگذرند، چون او تیرهای خود را می‌اندازد، به موقع منقطع خواهند شد

9.                 مثل حلزون که گداخته شده می‌گذرد، مثل سِقط زن آفتاب را نخواهد دید

10.            قبل از آن که دیگ‌های شما آتشِ خارها را احساس کند، آنها را چه تر و چه خشک خواهد رُفت

11.            مرد عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود، پای‌های خود را به خون شریر خواهد شست

و مردم خواهند گفت هر آینه ثمره‌ای برای عادلان هست، هر آینه خد.ایی هست که در جهان داوری می‌کند

مزمور پنجاه و هفتم

مزمور پنجاه و هفتم

1.                 برای سالار مغنیان بر اَل‌تَشخِت میختام داوید وقتی که از حضور شائول به پناهگاه فرار کرد

2.                 ای خد.ا بر من رحم فرما بر من رحم فرما، زیرا جانم در تو پناه می‌برد، و در سایة بالهای تو پناه می‌برم تا این بلایا بگذرد

3.                 نزد خد.ای تعالی آواز خواهم داد، نزد خد.ایی که همه چیز را برایم تمام می‌کند

4.                 از آسمان فرستاده من را خواهد رهانید زیرا تعقیب‌کنندة سخت من ملامت می‌کند سلاه، خد.ا رحمت و راستی خود را خواهد فرستاد

5.                 جان من در میان شیران است، در میان آتش‌افروزان می‌خوابم یعنی آدمیانی که دندانهایشان نیزه‌ها و تیرهاست، و زبان ایشان شمشیر بُرنده است

6.                 ای خد.ا بر آسمان متعال شو، و جلال تو بر تمامی جهان (است)

7.                 دامی برای گام‌هایم مهیا ساختند، و جانم خم گردید، چاهی پیش رویم کندند، و خود در میانشان افتادند سلاه

8.                 دل من مستحکم است خد.ایا دل من مستحکم است، سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود

9.                 ای جلال من بیدار شو ای بربط وعود بیدار شو، صبحگاهان را من بیدار خواهم کرد

10.            ای خد.اوند تو را در میان امت‌ها حمد خواهم گفت، تو را در میان قوم‌ها تسبیح خواهم خواند

11.            زیرا رحمت تو تا آسمان‌ها عظیم است، و راستی تو تا افلاک (مستدام است)

12.            خد.ایا بر آسمانها متعال شو، و جلال تو بر تمامی جهان (مستولی است)

مزمور پنجاه و ششم

مزمور پنجاه و ششم

1.                 برای سالار مغنیان بر یونَت اِلِم در بلاد دور، میختام داوید وقتی که پلیشتی‌ها او را در گِت گرفتند

2.                 ای خد.ا بر من رحم فرما، زیرا که انسان من را به شدت تعقیب می‌کند تمامی روز جنگ کرده من را اذیت می‌نماید

3.                 دشمنانم تمامی روز من را به شدت تعقیب می‌کنند، زیرا که بسیاری با تکبر با من می‌جنگند

4.                 هنگامی که ترسان شوم، من بر تو توکل خواهم داشت

5.                 در خد.ا کلام او را خواهم ستود، بر خد.ا توکل کرده، نخواهم ترسید، انسان به من چه می‌تواند کرد

6.                 هر روزه سخنان من را منحرف می‌سازند، همة فکرهای ایشان دربارة من بر شرارت است

7.                 ایشان جمع شده کمین می‌سازند، بر قدم‌های من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند

8.                 آیا ایشان به سبب شرارت خود نجات خواهند یافت، ای خد.ا امت‌ها را در غضب خویش بینداز

9.                 تو آوارگی‌های من را تقریر کرده‌ای، اشکهای من را در ذخیره‌دان خود بگذار، آیا این در دفتر تو نیست

10.            آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانید، این را می‌دانم زیرا خد.ا با من است

11.            در خد.ا کلام او را خواهم ستود، در خد.اوند کلام او را خواهم ستود

12.            بر خد.ا توکل دارم پس نخواهم ترسید، آدمیان به من چه می‌توانند کرد

13.            ای خد.ا نذرهای تو بر من است، قربانی‌های حمد را نزد تو خواهم گذرانید

14.            زیرا که جان من را از مرگ رهانیده‌ای، آیا پایهای من را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت، تا در نور زندگان به حضور خد.ا سالک