
آدم برفی سنگی شد شکست
آدم برفی ادم شد درون خود نشست
آدمک برفی شد آب درون خود برید
برنده بریده از قیچی کاغذ فکری
گردش خون و گردش قلم جوهره ی تاب خورده ذهنی
جهان چراغانی شده ی خاموش
سکوت مرگبار زندگی سکوت کاغذ شده در گلو
نقطه های سرگردان سطرهای اتوکشیده اما ناموزون
حسام الدین شفیعیان

مرد رادیو خورده پیرمرد آلزایمری مجری شده
تریبون رادیو گلوی تقاطع کلمات
موی سفید رنگی از بنفش آفتاب زده
سیاه درون تاریکی سفیدی از موی تاب خورده
جایی در نقطه های فراموشی
زندگی مثال نقطه های خاموشی
آخرین نقطه ی نرسیده به شهاب خورشیدی ماه ترک زده باران خورشید را ورق زده
شب نشین دریای سرخ روز نشین دریا زده ی موج خروشان درون زده
شعری که تاریک بود فانوسکی درون شعر روشنایی را رقم زده
نقطه سر آغاز وجود انسان اسکلتی از جمجمه های ترک زده
مقیاس سیصدو شصت درجه مکانیزم خورده شده ی استوار در درون زده
مثال بامداد چرا شب را درون روز روشنایی رقم زده
حسام الدین شفیعیان