
مداد شکسته ی کلمات
حروف بن بست هجایای بلند
ماضی بعید تالار تاریکی
فعل درون سروده ی شب های باران زده
ریل تقاطع نرسیده ی منحنی
ایستگاه تفکر قاب عکس دهکده ی جهانی
حسام الدین شفیعیان

پنچره ی بسته از پر از حرف
قاب خواب مرگ عصر قصه های لالایی
تنهایی مه گرفته ی شب شکن
طلوعی از دریچه ی باریک شب
فانوسی در غروب خورشید پس از ابر
حسام الدین شفیعیان

هنر در بر کوزه خاک خورده
مرد فراموش شده ی تاریخی
کهن ترین سروده ی فراموشی
دفتر خاطرات شعر زده ی فانوسی
نگارنده ی غزل صدای سمفونی سکوت
تابستان زمستان زده ی پائیزی
فصل دگر گونی چند فصلی
فصلهای خزان زده ی دیروزی
حسام الدین شفیعیان

تاریکخانه ی عکس درون تن خاموش
عکسهای درون برون زده ی خاموش
برزخ زمین زده آسمان ترانه ی سمفونی جغرافیایی
مرز بین خطوط چراغ روشنایی
افتادن جاذبه فکر ورق زده
فلسفه ی واقعیت اما سفسطه ی غیر واقعیتی
شاید واقعیت نهفته در فلسفه ی جدید هست
فلسفه دفتر کاغذ قلم بریده از فکر هست
طلوع تابش قلم خورشید کلمات چینده در قاب فکر
حسام الدین شفیعیان

چتر سیاه چتر رنگی
چتر خورده شده ی زنگی
باران آدمک خیس خورده بدون چتر
شهری بارانی شهری زمستان زده
روشنایی میدود شهر میرود
آدمک میرود طوفان باران دریا موج
تئاتر شهری سینمای درون انسانی
برداشت چندم قطع شده
تماشاچیان هنرپیشه شده در آمفی تئاتر درون
صدای سوت کشیدنه کودک خیابان های متروک زده ی باروت
حسام الدین شفیعیان