اناجیل متعارف چهار روایت مجزا هستند که هرکدام توسط یک نویسنده مختلف نوشته شدهاست.[۵۹][۶۰] این نویسندگان همگی ناشناس هستند و سنت مسیحی آنها را به چهار شخصی که ارتباطات نزدیک با عیسی داشتند منسوب میکند.[۶۱] مرقس به یوحنا مرقس،[۶۲] یکی از نزدیکان پطرس، متی به یکی از حواریون عیسی،[۶۱] لوقا به یکی از نزدیکان پولس[۶۱] و یوحنا به «آن حواری که عیسی دوستش میداشت» منسوب است.[۶۱][۶۳]
بعضی از فرقههای اولیه مسیحی راهکارهای جداگانهای برای تعلیم زندگی عیسی داشتند که عهد جدید شامل آنها نمیشود، مانند انجیل توماس، انجیل پطرس، انجیل یهودا، انجیل یعقوب و دیگر انجیلهایی که معروف به اناجیل کاذبه هستند.[۵۴][۵۵] بیشتر پژوهشگران اتفاق نظر دارند که این انجیلها بسیار بعدتر از انجیلهای متعارف نوشته شدهاند و اعتبار کمتری دارند.[۵۶][۵۷][۵۸]

چهار انجیل متعارف (مرقس، متی، لوقا و یوحنا) منابع اصلی برای مطالعهٔ زندگی و تعلیمات عیسی هستند.[۴۵][۴۶] علیرغم این، دیگر بخشهای عهد جدید مانند رسالهٔ پولُس نیز بخشهای کلیدی زندگی وی را به متن کشیدهاست؛ مانند شام آخر در نامه اول به قرنتیان (حدود ۵۳–۵۴ میلادی) باب ۱۱ آیات ۲۳ تا ۲۶.[۴۷][۴۸][۴۹] اعمال رسولان شامل اشاراتی به اوایل تبلیغ عیسی و پیشگویی یحیی در ربط با آن است. باب اول اعمال رسولان حاوی اطلاعات بیشتری دربارهٔ عروج عیسی نسبت به چهار انجیل است.[۵۰][۵۱][۵۲] رسالههای پولس که تاریخ نگارشش مربوط به قبل از اناجیل است، چند مرتبه به سخنان و فرامین عیسی اشاره میکند.[۵۳]

باستانشناسی به پژوهشگران کمک میکند تا جهان زندگی عیسی را بهتر درک کنند. یافتههای تازه، به عنوان مثال، نشان میدهد که کفرناحوم، شهری مهم در دورهٔ تبلیغ عیسی، فقیر و کوچک بود و حتی فروم (انجمن) یا آگورا هم نداشت.[۴۳][۴۴] این با نظر پژوهشگران که عیسی از تسهیم متقابل میان فقرا در آن منطقه از جلیل حمایت میکرد، سازگار است.[۴۳]

منابع غیرمسیحی به دو دلیل ارزشمندند؛ نخست آنکه نشان میدهند ناظران بیطرف یا متخاصم هیچ شکی دربارهٔ موجودیت تاریخی عیسی نداشتهاند و دوم آنکه تقریباً تصویری از عیسی رسم کردهاند که میتواند با منابع مسیحی هم سازگار باشد: عیسی یک آموزگار بود، به انجام معجزه معروف بود، برادری به نام یعقوب داشت و بهطور خشونتآمیزی کشته شد.[۱]
