دیباچه انجیل یوحنا عیسی را تجسم کلمه خدا توصیف میکند.[۸۸] به عنوان کلمه خدا، عیسی به صورت ابدی به همراه او حی و حاضر است و چون منبعی است برای ذات اخلاقی و روحی بشریت.[۸۸] او نه تنها بزرگتر از همه پیامبران گذشته، که بزرگتر از همه پیامبران آینده نیز هست. او کلمهٔ خدا را بر زبان جاری نمیکند، بلکه خود کلمهٔ خداست.[۸۹] در انجیل یوحنا عیسی نقش الهی خود را با عبارتی چون «نان زندگی»، «نور جهان» و «تاک حقیقی» به صورت علنی بازگو میکند.[۸۳]


اناجیل همنوا بر ابعاد مختلف شخصیت عیسی پرداختهاند. در مرقس، عیسی پسر خداست که معجزاتش حضور ملکوت الهی را نشان میدهند.[۶۲] او، به عنوان خادم خدا و انسانها، یک معجزهگر خستگیناپذیر است.[۸۳] این انجیل کوتاه مشتمل بر تعداد کمی از سخنان و آموزههای عیسی است.[۶۲] انجیل متی تأکید میکند که عیسی به ارادهٔ خدا در عهد عتیق جامهٔ عمل پوشانده و خداوندگار کلیساست.[۸۴] اوست فرزند داوود، یک «پادشاه و خودِ مسیح.»[۸۳][۸۵][۸۶] لوقا عیسی را چنان مینمایاند که یک ناجی انسانی-الهی است و با نیازمندان همدلی میکند.[۸۷] او دوست گناهکاران و به دنبال نجات گمراهان است.[۸۳] این انجیل شامل مثلهایی چون «سامری خوب» و «پسر ولخرج» است.[۸۷]
مطابق تقدم مرقس، انجیل مرقس قدیمیترین در میان اناجیل همنواست که بین سالهای ۶۰ تا ۷۵ میلادی نوشته شدهاست. پس از آن انجیل متی (۶۵ تا ۸۵ م)، انجیل لوقا (۶۵ تا ۹۵ م) و انجیل یوحنا (۷۵ تا ۱۰۰ م) قرار دارند.[۷۶] بهعلاوه، بیشتر پژوهشگران موافقند که نویسندگان متی و لوقا از مرقس به عنوان یکی از منابع خود در زمان نوشتن انجیلشان بهره بردهاند. از آنجا که متی و لوقا شامل اطلاعاتی هستند که در مرقس یافت نمیشود، پژوهشگران اینگونه توضیح دادهاند که آن دو نویسنده علاوه بر مرقس، از یک منبع دیگر (که بهطور عمومی به آن منبع کیو میگویند) هم استفاده کردهاند.[۷۷]
سه انجیل همنوا در محتوا، ترتیب روایت، زبان و ساختار بندها شباهت دارند.[۷۸][۷۹] نظر بیشتر پژوهشگران آن است که یافتن ارتباط مستقیم ادبی میان این سه انجیل و انجیل یوحنا غیرممکن است.[۸۰] درحالیکه جریان برخی از اتفاقات (نظیر تعمید عیسی، تجلی او، تصلیب و روابطش با حواریون) در روایات همنوا مشترک است، اتفاقاتی چون تجلی عیسی در انجیل یوحنا که خود در برخی موارد چون پاکسازی معبد روایات متفاوتی دارد، یافت نمیشوند
در ربط با صحت تاریخی این چهار انجیل، نظرها از اینکه آنها توصیفات دقیقی از زندگی عیسی هستند[۷۱] تا اینکه آیا اصلاً میشود آنها را منبع تاریخی به حساب آورد متفاوت است.[۳۱][۷۲][۷۳] مطابق اتفاق نظر گستردهای که امروزه در میان پژوهشگران وجود دارد، انجیلهای همنوا (سه انجیل اول – متی، مرقس و لوقا) معتبرترین منابع برای زندگی عیسی هستند.[۷۴][۳۷][۲] در دفاع از اختلافها و ناسازگاریهایی که بین اناجیل وجود دارد، گفته شدهاست که این خود دلیلی برای صحت انجیلهاست؛ زیرا تفاوتها احتمال توطئه و همدستی را از بین برده و شباهتها به مبدأ مشترک آنها گواهی میدهد.[۷۵]
از مهمترین زوایا جهت بررسی انجیلها، در نظر گرفتن ژانری است که آن انجیل در آن قرار میگیرد.[۶۴] اینکه نویسندگان اناجیل قصد داشتهاند رمان، افسانه، تاریخ یا زندگینامه بنویسند، تأثیر عظیمی بر این موضوع دارد که چگونه باید آنها را بررسی کرد. مطالعات اخیر بر این اجماع نظر دارند که انجیلها در شاخه «زندگینامه باستانی» قرار میگیرند.[۶۵][۶۶][۶۷] علیرغم اینکه با این دستهبندی مخالفتهایی هم شده،[۶۸] نظر کلی پژوهشگران چنین است.[۶۹][۷۰]